|
پژوهش و گسترش ایرانشناسی
|
||
|
Iranology Dilate : جستارهای درباره تاریخ، فرهنگ، استوره، ادب و جشنهای ایران |
« طبيعت دلها بر عشق به دانش استوار است و خميرهی وجود آدمی از ضد علم، يعنی جهل، متنفر است. ولی در روزگار ما چنين نيست و وارون آن رواج دارد، چگونه ممكن است دانشی به وجود آيد و يا دانشمندی نوخاسته پديد آيد..»(ابوريحان بيرونی – ماللهند )
محمد فرزند احمد، نامور به ابوريحان بيرونی خوارزمی، در شهريور ماه 320 خورشيدی (362 ه.ق و 973 م) در شهر «بيرون» از کرانه های خوارزم (ازبكستان امروزی) زاده شد. پدرش، ابوجعفر احمدبن علی انديجانی، اخترشناس دربار خوارزمشاه در رصدخانهی گرگانج بود و مادرش، مهرانه، پيشهی مامايی داشت. او ايرانی بود و به زبانهای عربی، فارسی، سانسكريت، سغدی، سريانی، عبری و تركی چيرگی داشت؛ چنانكه نوشتههايی به همه اين زبانها دارد. بدبختانه برخی از دانشنامه های معتبر او را دانشمند عرب!! خوانده اند و این درحالی است که بیرونی همه عمر در فضای ایران فرهنگی زیسته و ما هیچ دلیل و مدرکی که نشانه عرب بودن خانواده او باشد، را در دست نداریم. برخی نیز به جهت اینکه خوارزم همواره در معرض یورش اقوام ترک بوده، او را ترک خواندهاند. با اینحال ابوريحان در نسك نامورش "آثار الباقيه عن القرون الخاليه" دربارهی مردمان خوارزم چنین مينويسد : "آنان بخشی از ايرانيان و شاخهای از آن درخت تناورند."
جنگ ملی ايرانيان در چالدران، روايتي تراژيك از نبردی نابرابر است.
در چالدران، ايرانيان با دشمني جنگيدند كه شمار سربازانش، ١٠ برابر سربازان ايراني بود. اما اين امر، تزلزلي در دل سربازان ايراني به وجود نياورد و آنان تا لحظه مرگ دليرانه در مقابل سپاه عثماني ايستادگي كردند.
در اين نبرد، بیش از ٢٠٠ هزار نفر سرباز مسلح به توپ، در برابر ٢٩٧٥٠ نفر از قشون ايراني، صفآرايي كردند. ٤١ هزار نفر از سپاهيان عثماني و ٢٩ هزار نفر از قشون ايران در اين كارزار كشته شدند. اما حتا يك نفر از سپاهيان ايراني به اسارت عثمانيها در نيامد. در حالی كه ايرانيان دو هزار ترك را اسير كردند. گرچه شاه اسماعيل با گروهي از نخبگان قزلباش (سرخ سر)، بخشي از توپخانهي عثماني را از كار انداخت. ولی در پایان پيروزي برای آنان رقم خورد.


حسین پورسینا سرشناس به بوعلی سینا فیلسوف، پزشک و حکیم سرشناس ایرانی سده دهم و یازدهم میلادی (چهارم هجری) یکی از
ستاره های درخشان دانش در تاریخ بشریت میباشد. او در سال 980 میلادی در نزدیکی
بخارا در قلمرو حکومت فرهنگ پرور و دانش گستر سامانی به دنیا آمد. با توجه به
اینکه خانواده او از وضعیت ممتازی برخوردار بود، او در کودکی به انش آموزی در
علوم گوناگون از جمله پزشکی پرداخت. به طوریکه در 18 سالگی به خاطر فعالیت هایش از
طرف حاکم بخارا به ریاست بخش علمی سامانیان منصوب شد. ولی در سال 999 با سرنگونی سامانیان
او مجبور به ترک دیار و کوچ به سوی شهرهای دیگر شد. نخست گرگان را برگزید و در
آنجا در زمینه منطق و ستاره شناسی به کار پرداخت. پورسینا 18 سال پایانی زندگی
خویش به عنوان مشاور علمی حاکم اصفهان فعال بود و در پایان در همدان در سال 1037
بدرود زندگانی گفت.

|
|