تبليغاتX
پژوهش و گسترش ایرانشناسی
 
پژوهش و گسترش ایرانشناسی
 
 
Iranology Dilate : جستارهای درباره تاریخ، فرهنگ، استوره، ادب و جشنهای ایران
 
موضوع ما همچنان که میدانید، کیش آریایی ها پیش از زرتشت بود. در این راستا با توجه به ادعایی که در میان برخی پژوهشگران ایرانی مبنی بر وجود آیین میترائیسم، پیش از زرتشت وجود دارد و هواداری که از این ادعا توسط یکی از هموندان انجمن در نشست نخست شد، هموندان به بررسی چنین ادعایی پرداخته و تقریبا به این نتیجه رسیدند که نه فقط میترائیسم، بلکه هیچ دین دیگری پیش از زرتشت نمیتوانسته وجود داشته باشد و آنان فقط به پرستش خدایان گوناگون آریایی که هرکدام نماد یک نیروی طبیعی بودند، مشغول بوده و میترا بی گمان یکی از چند خدای بزرگ آریایی بود. اگر به صرف وجود نام میترا در هزاره دوم پیش از میلاد، باورمند به وجود دین میترایی گردیم، آنوقت با توجه به وجود خدایان دیگر آریایی، باید به دین هایی گوناگون باورمند باشیم. که منطقی به نظر نمیرسد.
در نشست دوم قرار شد دوران زرتشت را رد کرده و کیش آریاییهای زرتشتی نشده، پس از زرتشت را نیز بررسی کنیم. باز در اینجا میترا نقشی پررنگ و جنجال برانگیز دارد. نخست اینکه میترا آیا همان خدای خورشید است؟ و دوم اینکه آیا سخن از میترا در کتیبه های هخامنشی نشانه میترائیسم میباشد؟ و آیا باید اردشیر دوم هخامنشی را آغاز میترائیسم بدانیم؟

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  86/06/31ساعت 15  توسط آیدا آبادپور  | 
1 _نظريه ثابت شده واپسين كوچ آرياييها و ساكن شدن آنها را در فلات ايران در هزاره يكم پيش از ميلاد ميداند. اين كوچ نشينان احتمالا از جايي در شرق و شمال شرقي فلات در كناره هاي درياچه آرال كنوني سكني گزيده و سپس براي واپسين بار كوچ كرده و با پيروزي بر اقوام بومي ايراني در اين سرزمين ساكن شده اند.
2 _زرتشت احتمالا زماني در همان حدود و پيش از واپسين كوچ در ميان مردم پيدا شده و به مبارزه با انديشه هاي خرافي مردمان زمانه ي خويش پرداخته اما اشاره او بر دسته هايي از مردم است كه او آنها را با عنوان كرپانها، كاويها و اوسيجها ميخواند بنابراين اشاره زرتشت بر دسته هاي ستمگر و خرافه پرست است كه عقايد اين مردمان خرافه پرست را ميتوان با پي گيري وداها و حتا انديشه های هنديان امروز تا حدي باز شناخت. اما به كيش بخصوصي كه قانونمندي ويژه دارد اشاره نميكند.

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  86/06/21ساعت 15  توسط آیدا آبادپور  | 


« طبيعت دل‌ها بر عشق به دانش استوار است و خميره‌ی وجود آدمی از ضد علم، يعنی جهل، متنفر است. ولی در روزگار ما چنين نيست و وارون آن رواج دارد، چگونه ممكن است دانشی به وجود آيد و يا دانشمندی نوخاسته پديد آيد..»

(ابوريحان بيرونی – ماللهند )


محمد فرزند احمد، نامور به ابوريحان بيرونی خوارزمی، در شهريور ماه 320 خورشيدی (362 ه.ق و 973 م) در شهر «بيرون» از کرانه های خوارزم (ازبكستان امروزی) زاده شد. پدرش، ابوجعفر احمدبن علی انديجانی، اخترشناس دربار خوارزمشاه در رصدخانه‌ی گرگانج بود و مادرش، مهرانه، پيشه‌ی مامايی داشت. او ايرانی بود و به زبانهای عربی، فارسی، سانسكريت، سغدی، سريانی، عبری و تركی چيرگی داشت؛ چنانكه نوشته‌هايی به همه اين زبانها دارد. بدبختانه برخی از دانشنامه های معتبر او را دانشمند عرب!! خوانده اند و این درحالی است که بیرونی همه عمر در فضای ایران فرهنگی زیسته و ما هیچ دلیل و مدرکی که نشانه عرب بودن خانواده او باشد، را در دست نداریم. برخی نیز به جهت اینکه خوارزم همواره در معرض یورش اقوام ترک بوده، او را ترک خوانده‌اند. با اینحال ابوريحان در نسك نامورش "آثار الباقيه عن القرون الخاليه" درباره‌ی مردمان خوارزم چنین مي‌نويسد : "آنان بخشی از ايرانيان و شاخه‌ای از آن درخت تناورند."


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  86/06/12ساعت 23  توسط یاسمین آریانا  | 
 

جنگ ملی ايرانيان در چالدران، روايتي تراژيك از نبردی نابرابر است.

در چالدران، ايرانيان با دشمني جنگيدند كه شمار سربازانش، ‌١٠ برابر سربازان ايراني بود. اما اين امر، تزلزلي در دل سربازان ايراني به وجود نياورد و آنان تا لحظه مرگ دليرانه در مقابل سپاه عثماني ايستادگي كردند.

در اين نبرد، بیش از ‌‌٢٠٠ هزار نفر سرباز مسلح به توپ، در برابر ‌‌٢٩٧٥٠ نفر از قشون ايراني، صف‌آرايي كردند. ‌٤١ هزار نفر از سپاهيان عثماني و ‌‌٢٩ هزار نفر از قشون ايران در اين كارزار كشته شدند. اما حتا يك نفر از سپاهيان ايراني به اسارت عثماني‌ها در نيامد. در حالی كه ايرانيان دو هزار ترك را اسير كردند. گرچه شاه اسماعيل با گروهي از نخبگان قزلباش (سرخ سر)، بخشي از توپخانه‌ي عثماني را از كار انداخت. ولی در پایان پيروزي برای آنان رقم خورد.

 

 

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  86/06/09ساعت 21  توسط بهرام روشن ضمیر  | 
ابوبکر محمد پور زکریا سرشناس به رازی، نخستین دانشمند بزرگ و جهانی در میان ایرانیان مسلمان در حدود سال 863 میلادی (251 هجری) در شهر ری زاده شد. اگرچه ایرانیان رازی را «کاشف الکل» میشناسند، ولی خدمات او آنقدر زیاد است که در بیرون از ایران، هنگام سخن گفتن از رازی، ممکن است اشاره ای به الکل نیز نشود. بی گمان بزرگترین دستاورد پژوهشی او گردآوری کتاب «الحاوی» یا کتاب جامع پزشکی و داروسازی میباشد. این کتاب در اصل 20 پوشینه داشته که بدبختانه نیمی از آنها از کوران حوادث نجات یافت. و پایه گذار جهش و پیشرفت دانش پزشکی در قرون وسطا گشت. الحاوی اگرچه ترکیبی از دانش پزشکی شرق و غرب است ولی مشاهدات و تجربیات فیزیکی شخصی رازی، آنرا به یکی از بی مانندترین کتاب های تاریخ پزشکی تبدیل کرده است. یکی از سرشناس ترین رساله های او، «رساله آبله و سرخک» میباشد که در آن رازی نخستین تعریف از بیماری آبله را ارائه میدهد. پژوهشگران با توجه به آگاهی هایی که رازی از آناتومی بدن داشت، نتیجه میگیرند که او برای نخستین بار به صورت حرفه ای به تشریح بدن انسان یا میمون _ جانور همسان انسان_ پرداخته است. او همچنین از سیستم عصبی و کارکرد نخاع آگاهی داشت.



ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  86/06/04ساعت 20  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

 

حسین پورسینا سرشناس به بوعلی سینا فیلسوف، پزشک و حکیم سرشناس ایرانی سده دهم و یازدهم میلادی (چهارم هجری) یکی از ستاره های درخشان دانش در تاریخ بشریت میباشد. او در سال 980 میلادی در نزدیکی بخارا در قلمرو حکومت فرهنگ پرور و دانش گستر سامانی به دنیا آمد. با توجه به اینکه خانواده او از وضعیت ممتازی برخوردار بود، او در کودکی به انش آموزی در علوم گوناگون از جمله پزشکی پرداخت. به طوریکه در 18 سالگی به خاطر فعالیت هایش از طرف حاکم بخارا به ریاست بخش علمی سامانیان منصوب شد. ولی در سال 999 با سرنگونی سامانیان او مجبور به ترک دیار و کوچ به سوی شهرهای دیگر شد. نخست گرگان را برگزید و در آنجا در زمینه منطق و ستاره شناسی به کار پرداخت. پورسینا 18 سال پایانی زندگی خویش به عنوان مشاور علمی حاکم اصفهان فعال بود و در پایان در همدان در سال 1037 بدرود زندگانی گفت.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  86/06/01ساعت 21  توسط بهرام روشن ضمیر  | 
 
  بالا