|
پژوهش و گسترش ایرانشناسی
|
||
|
Iranology Dilate : جستارهای درباره تاریخ، فرهنگ، استوره، ادب و جشنهای ایران |
در سختیها و ناخوشیها و بیم و هراس باید از فروهرهای نیکان یاد کرد و کمک خواست. در فروردین یشت اوستا، فروهر هر یک از نامداران برای رفع بلای مخصوصی خوانده میشود، مثلاً فروهر جمشید برای رفع فقر و خشکسالی، فروهر فریدون برای رفع ناخوشی، فروهر گرشاسب علیه دشمن و دزد. فروشیها وظیفه توزیع آب را بر دوش دارند و از این منظر، همکار خرداد، امشاسپند موکل بر آب، هستند. همچنین در نبرد تیشتر، ایزد باران، با اپوش، دیو خشکسالی، یاریرسان تیشترند. فروهرها از پیکر گرشاسب نیز که تا هزاره اوشیدرماه در بیهوشی به سر میبرد، محافظت میکنند. همچنین ۹۹۹۹۹ فروشی مقدس از سه نطفه زرتشت در آب دریاچه مراقبت میکنند که فرزندان منجی ها (اوشیدر، اوشیدرماه، سوشیانت) از این نطفهها به وجود خواهند آمد.
اینکه چرا ماه نخست سال به فروهرها داده شده است یکی از چیستانهاست. گمان بسیاری بر این است که آغاز سال از بهار یا نوروز بهاری رسم آریاییهای نخستین نیست و آنان از زمانی آغاز به گرفتن نوروز بهاری کرده اند و شاید به همین جهت اثری از نوروز در اوستا نیست. و به همین جهت احتمال میرود که نام فروردین ماه یکی از نامها نزد آریایی های نخستین نبوده باشد. بلکه آنان پس از زرتشتی شدن و سپس آغاز سال از بهار، نخستین ماه را به احترام نیاکان خود ماه فروهر درگذشتگان گذاشته اند. در باورهای زرتشتی فروهرها در گاهنبار همس پت میدیم و در واپسین روز پنجه که همان واپسین روز سال باشد به زمین نزد خانواده هایشان می آیند و آتش افروزی پنجه که امروز چارشنبه سوری را به جایش داریم، استقبال از فروهرهاست و خانه تکانی و نو کردن همه چیز، آمادگی برای پذیرایی از این میهمانان دوست داشتنی و فروردینگان در ۱۹ فروردین بدرقه آنان. یعنی یکی از دلایل جشن گرفتن نوروز اساسا همین حضور یافتن فروهر نیاکان و درگذشتگان است. پس حال که میدانیم جشن نوروز بهاری از زمانی در میان آریاییها آغاز شده، پس نام ماه فروردین هم باید چنین باشد. پیشنهاد من بر این است که نام کهن فروردین، ورهرام (ورترغنه اوستایی، ورهران پهلوانیک، ورهرام پارسیک، وهرام دری، بهرام فارسی) بوده است. چراکه در ارزش و مقام این خدای آریایی و ایزد زرتشتی هیچ شکی نیست و کسی نمیتواند آنرا پایینتر از ایزدان دیگری که ماهی به نام خود دارند بداند. در ارزش این ایزد همین بس که یکی از سیارات نیز به نام او بود (مارس یا مریخ). پس من گمان میکنم که حتما این ایزد نیز باید ماهی به نام خویش داشته باشد. حال با توجه به اینکه میدانیم مارس برابر رمی ورهرام است، و نیز میدانیم که رمی ها سال را از مارس آغاز میکردند و امروز نیز مارس از نظر زمانی برابر با اسفند و فروردین است، میتوانیم تئوری دهیم که نام کهن فروردین، ورهرام ماه بوده که با غلبه انگیزه های دینی مزدیسنیان، این جایگزینی روی داده است.
سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
من خود آن سیزدهم كز همه عالم به درم !
نوروز از نمودهای نغز و بارز فرهنگ مانای ايراني است. گواهیست بر سربلندي و پايداري يك ملت در درازناي پر فراز و نشيب تاريخ .
هزاران سال است كه ايرانيان با جشن سوري به پيشباز نوروز رفته و در سيزدهم فروردين ماه، در كنار يكديگر و در آغوشِ کهن دشتهای مینوی و رودخانههای زلال ایرانویچ، واپسين آيين از آيينهاي ارزشمند و زيباي اين جشن پر شكوه را به جاي ميآورند.
در استورهها و عرفان ايراني، برخي شمارگان مانند 7، 12، 33، 72 و .. از زندهای (تفسيرهای) ويژهاي برخوردارند. اما واژگون باورهاي سامي و غربي، هيچ شماره و روزي در نزد مردمان پشته (فلات) ايران بدشگون و يا شوم نبوده است !
ميدانيم كه در باورهاي ايرانيان باستان (و زرتشتيان امروز) هر يك از روزهاي ماه خورشيدي از آنِ يكي از ايزدان و امشاسپندان است. سيزدهم هر ماه ، روز تير (تيشتر) – ايزد باران – است. استاد فرهوشی مراسم سیزده نوروز را «روز ویژه طلب باران برای كشتزارهای نو دمیده» در دورانهای كهن دانسته و در ادامه ميگويد:«ایرانیان در روزگاران كهن پس از برگزار مراسم نوروزی و دمیدن سبزه و گندم و جو و حبوبات در نخستین روزهای سال و در روزی كه متعلق به ستاره باران بود، یعنی در روز سیزدهم فروردین ماه، به دشت و صحرا و كنار چشمه و جویبار می رفتند و به هنگام شكست یافتن دیو خشكسالی "اپوشَه" در نیم روز، گوسفند بریان می كردند و این نثاری بود برای فرشته باران «تیشتر یا تیر» تا كشتهای نودمیده را سیراب كند.
نوروز بزرگ و زادروز اشو زرتشت
اي عشق تو آمدي جهان زيبا شد
هر دل كه سراچه ي تو شد دريا شد
سر بر سر شانه ات نهادم همه شب
آنقدر گريست ديده تا دل باز شد
این بخش از بهرام روشن ضمیر :
در ادبیات ایران نخستین خرداد روز سال را نوروز بزرگ دانسته و به شکل استوره ای همه رویدادهای بزرگ و نیک را به این روز نسبت میداده اند : در نامه پهلوی ماه فروردین و روز خرداد (۶ فروردین) آمده است : در این روز در پیکر مردم جان و جنبش به وجود آمد. ایران زمین در چنین روزی پیدایش یافت. کیومرس دیو را کشت. نخستین جفت بشر، مشی و مشیانه چون دو ساقه ریواس از زمین رستند. هوشنگ پیشدادی در این روز به جهان آمد. تهمورس، اهریمن را به بند کشید. جمشید مردمان را همیشه جوان و بی مرگ کرد. فریدون جهان را میان سه پسرش بخش کرد. منوچهر در این روز به خونخواهی ایرج بیرون شد. کیخسرو در این روز افراسیاب را به کین پدر ـ سیاوش ـ کشت. زرتشت با اهورا مزدا همپرسی کرد و دین مزدیسنا را آشکار گرداند و کی گشتاسب آیین بهی را پذیرفت.
"نوروز بزرگ" ویژه زرتشتیان نبوده و حتا پس از اسلام احتمالا تا دوره غزنوی از شکوهی ویژه برخوردار بوده است چنانکه شاعران این دوره به آن اشاره دارند.
عنصری :
نوروز بزرگ آمد و آرایش عالم / میراث به نزدیک ملوک عجم از جم
منوچهری :
نوروز بزرگم بزن ای مطرب امروز/ زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز
گاه زیر قیصران و گاه تخت اردشیر / گاه نوروز بزرگ و گه نوای بشکنه
گرچه اشاره کهنی به اینکه زرتشت در چه روزی زاده شده نیامده است ولی زرتشتیان به شکل نمادین ـ سمبلیک ـ خرداد روز از فروردین را روز زایش زرتشت بزرگ میدانند و همه ساله آنرا به جشن می نشینند.
ابر آزاری برآمد باد نوروزی وزيد
وجه می میخواهم و مطرب که میگويد رسيد
شاهدان در جلوه و من شرمسار کيسهام
بار عشق و مفلسی را هردو میبايد کشيد
قحط جود است آبروی خود نمیبايد فروخت
باده و گل از بهای خرقه میبايد خريد
با لبی و صد هزاران خنده آمد گل به باغ
از کريمی گوييا در گوشهای بويی شنيد
اين لطايف کز لب لعل تو من گفتم که گفت
وين تطاول کز سر زلف تو من ديدم که ديد
عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشق
گوشه گيران را ز آسايش طمع بايد بريد
تير عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد
اين قدر دانم که از شعر ترش خون میچکيد
چیست راز نوروز ایرانیان؟ اگر جشن گرفتن آغاز بهار که زمین زندگی از سر میگیرد، طبیعی است، چرا بسیاری مردمان هرگز جشن بزرگی برای آن نداشته و اگر تمدنهایی بودند که سال نو را آغاز بهار میدانستند، پس از تغییر دین یا زبان آنرا کنار گذاشته اند و فقط ایرانیان مانده اند؟ ایرانیان! بهترین تعریف برای ایرانیان این است : مردمانی که نوروز دارند. ولی چیست راز نوروز ایرانیان؟ نوروزی که استوره میگوید از زمان جمشید _نماد عصر فلز و شهرنشینی_ گرامی بوده. نوروزی که در زمان هخامنشیان در پایتختهای سیاسی و همچنین در تخت جمشید شکوهی تاریخی داشته. نوروزی که از دوران سیاه اسکندر و مقدونیان گذر میکند. نوروزی که شاهان ساسانی در آن به خود جرات میدادند به شکل رسمی تاج شاه درگذشته را بر سر گذارند.
چیست راز امردادی نوروز که یورش اعراب بر آن اثری نداشت و حتا خلیفگان را بر آن داشت تا آنرا به رسمیت بشناسند؟ چیست راز کامیابی نوروز که فتوای پیشوایان دینی، از جمله "امام محمد غزالی" مبنی بر حرام بودن همه جشنهای ایرانی، بر آن و فقط بر آن اثر نکرد؟ نوروز از برای چه پاینده است که یورش ترکان و مغولان کمر آنرا خم نکرد؟ چرا شاهان صفوی با آن تعصب مذهبی مثال زدنی با نوروز مبارزه که نکردند هیچ، آنرا پشتیبانی کردند؟ به طوریکه "شاه عباس بزرگ" که همه هویتش را در خدمتگذاری اهل بیت میدانست در محرم، نوروز برپا داشت! ورجاوندی نوروز از چیست که دیگر جشنهای زیبای ایرانی یک به یک در این سده ها فراموش شدند ولی نوروز و جشنهای هم پیوند با آن مانند سوری و سیزده بدر زنده ماندند؟ چرا در عصر جهانی شدن و در دهکده جهانی مردم شرق و جنوب آسیا و مردمان آفریقا که بیشترشان اصلاً مسیحی نیستند سال به سال بیشتر در سال نو مسیحی در ژانویه غرق میشوند و حتا در شهرهای مهم مسلمانان از جمله استامبول و دمشق و دبی و... ژانویه شدیداً به چشم می آید؟ ولی ایرانیان که در بیشتر موارد در بهره گیری از فرهنگ و تمدن غربی از دیگران پیشی میگیرند در این یک مورد گامی به پس ننهاده و همچنان نوروز را _اگرچه متفاوت با جامعه سنّتی دیروز_ جشن میگیرند و زمان بندی و برنامه ریزی همه زندگی شان بر اساس نوروز و سال نو خورشیدی سامان میگیرد!. من پاسخی ندارم. ولی میدانم راز آن با راز جاودانگی و پایندگی "ایران" یکی است.
نوروز امرداد، نوروز کامیاب، نوروز پاینده، نوروز ورجاوند، نوروز پیروز، نوروز جمشیدی و نوروز باستانی بر ایرانیان فرخنده باد.
|
|