|
پژوهش و گسترش ایرانشناسی
|
||
|
Iranology Dilate : جستارهای درباره تاریخ، فرهنگ، استوره، ادب و جشنهای ایران |
برو به کار خود ای واعظ اين چه فريادست
مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست
دقيقهايست که هيچ آفريده نگشادست
نصيحت همه عالم به گوش من بادست
اسير عشق تو از هر دو عالم آزادست
اساس هستی من زان خراب آبادست
تو را نصيب همين کرد و اين از آن دادست
کز اين فسانه و افسون مرا بسی يادست
جدال نهادهای قدرت در ایران از رضا شاه تا امروز
:
در جامعه ای که پتانسیل و فرهنگ عمومی دموکراسی در لایه های گوناگون اجتماع وجود نداشته باشد، تولید ساختار سیاسی دموکراتیک هیچ سودمندی برای مردم و کشور ندارد. در چنین جامعه ای، دموکراسی از درون کتاب های قانون پا فراتر نخواهد گذاشت و اگر هم شبه دموکراسی در نهادهای قدرت ایجاد شود، بسیار زودگذر بوده و بلادرنگ به دیکتاتوری منجر خواهد شد. در واقع ساختار دموکراتیک در این جامعه فقط نقش نردبانی متحرک را خواهد داشت که هرکس از آن بالا رود، به آسانی میتواند آنرا بردارد تا جلوی پایین کشیده شدن خود و بالا آمدن دیگری را بگیرد. درحالیکه دموکراسی راستین، نیاز به نردبانی ثابت و نامتحرک دارد که هیچکس نتواند آنرا بردارد.وارون افسانه ای که مبنی بر دست داشتن کارتر و دیگر رهبران غرب در سرنگونی شاه وجود دارد، من باورمندم که تنها کار غرب در آن دوران پشتیبانی نکردن از شاه و بی تفاوتی نسبت به تحولات سیاسی – اجتماعی ایران بود. که تحلیل آن در این مقال نمیگنجد. هرچند که همین بی تفاوتی غرب نیز بسیار پرمعنا و برای بلوک شرق شگفت انگیز بود. به گونه ای که رهبران چین کمونیست از شاه اکیدا میخواستند تا با قدرت جلوی شورش ها ایستاده و به شیوه ای کمونیستی مردم را سرکوب کند (بسنجید با اقدام آمریکا که جلوی تصمیم ارتش ایران برای سرکوبی انقلاب در بهمن 57 را گرفت!) و شوروی واپسین کشوری بود که سرنگونی رژیم شاه و تاسیس رژیم نوین ایران را به رسمیت شناخت (بسنجید با رهبران غربی که عملا پیش از 22 بهمن با انقلابیون مذاکره میکردند و آنها را به رسمیت میشناختند!).
|
|