تبليغاتX
پژوهش و گسترش ایرانشناسی
 
پژوهش و گسترش ایرانشناسی
 
 
Iranology Dilate : جستارهای درباره تاریخ، فرهنگ، استوره، ادب و جشنهای ایران
 

 

برو به کار خود ای واعظ اين چه فريادست

مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست

 ميان او که خدا آفريده است از هيچ

دقيقه‌ايست که هيچ آفريده نگشادست

 به کام تا نرساند مرا لبش چون نای

نصيحت همه عالم به گوش من بادست

 گدای کوی تو از هشت خلد مستغنيست

اسير عشق تو از هر دو عالم آزادست

اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی

اساس هستی من زان خراب آبادست

 دلا منال ز بيداد و جور يار که يار

تو را نصيب همين کرد و اين از آن دادست

 برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ

کز اين فسانه و افسون مرا بسی يادست

 |+| نوشته شده در  87/08/24ساعت 17  توسط بهرام روشن ضمیر  | 
 

جدال نهادهای قدرت در ایران از رضا شاه تا امروز

:

در جامعه ای که پتانسیل و فرهنگ عمومی دموکراسی در لایه های گوناگون اجتماع وجود نداشته باشد، تولید ساختار سیاسی دموکراتیک هیچ سودمندی برای مردم و کشور ندارد. در چنین جامعه ای، دموکراسی از درون کتاب های قانون پا فراتر نخواهد گذاشت و اگر هم شبه دموکراسی در نهادهای قدرت ایجاد شود، بسیار زودگذر بوده و بلادرنگ به دیکتاتوری منجر خواهد شد. در واقع ساختار دموکراتیک در این جامعه فقط نقش نردبانی متحرک را خواهد داشت که هرکس از آن بالا رود، به آسانی میتواند آنرا بردارد تا جلوی پایین کشیده شدن خود و بالا آمدن دیگری را بگیرد. درحالیکه دموکراسی راستین، نیاز به نردبانی ثابت و نامتحرک دارد که هیچکس نتواند آنرا بردارد.
ایران با انقلاب مشروطیت، بدون کمترین پیشینه، شناخت و سواد تنها با بهره گیری از چند روشنفکر و با رونویسی از قانون اساسی بلژیک و فرانسه روی کاغذ ساختاری دموکراتیک با الگوی سده 19 ایجاد کرد. این ساختار در دوران پادشاهی احمد شاه بیشتر به دلیل سن کم او (کودکی و نوجوانی) و محدود شدن حوزه قدرت سیاسی به تهران و حومه توانست چندین سال دوام پیدا کند و به اعتراف بیشتر پژوهشگران نه سودمند بود و نه توان ادامه یافتن داشت.

وارون افسانه ای که مبنی بر دست داشتن کارتر و دیگر رهبران غرب در سرنگونی شاه وجود دارد، من باورمندم که تنها کار غرب در آن دوران پشتیبانی نکردن از شاه و بی تفاوتی نسبت به تحولات سیاسی – اجتماعی ایران بود. که تحلیل آن در این مقال نمیگنجد. هرچند که همین بی تفاوتی غرب نیز بسیار پرمعنا و برای بلوک شرق شگفت انگیز بود. به گونه ای که رهبران چین کمونیست از شاه اکیدا میخواستند تا با قدرت جلوی شورش ها ایستاده و به شیوه ای کمونیستی مردم را سرکوب کند (بسنجید با اقدام آمریکا که جلوی تصمیم ارتش ایران برای سرکوبی انقلاب در بهمن 57 را گرفت!) و شوروی واپسین کشوری بود که سرنگونی رژیم شاه و تاسیس رژیم نوین ایران را به رسمیت شناخت (بسنجید با رهبران غربی که عملا پیش از 22 بهمن با انقلابیون مذاکره میکردند و آنها را به رسمیت میشناختند!).


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  87/08/07ساعت 17  توسط بهرام روشن ضمیر  | 
 
  بالا