تبليغاتX
پژوهش و گسترش ایرانشناسی
 
پژوهش و گسترش ایرانشناسی
 
 
Iranology Dilate : جستارهای درباره تاریخ، فرهنگ، استوره، ادب و جشنهای ایران
 

خبرنگار امرداد – اسفنديار كياني: «‌هرودوت در كتاب تالیا، جلد سوم تاريخش نكته‌هايي را از ايران هخامنشي بازگو مي‌كند كه كهن‌تر از فلسفه‌ي سياسي افلاتون و ارستو است. او از گفت‌و‌گوي سه تن شاهزاده‌ي پارسي‌، درباره‌ي چگونگي شيوه‌ي فرمانروايي بر ايران‌، ياد مي‌كند كه پس از سرنگوني "گيومات مغ" پيش آمده بود. اين اشاره نشان مي دهد كه ايرانيان باستان با شيوه هاي گوناگون فرمانروايي آشنا بوده اند.»

آن‌چه بازگو شد پاره‌اي از سخنان بهرام روشن‌ضمير، پژوهشگر تاريخ و تمدن ايران‌، در نشست «‌سامانه‌هاي فرمانروايي در تاريخ‌» بود. او در ادامه‌ي سخنانش افزود: «‌يكي از آن سه‌تن شاهزاده‌ي هخامنشي كه هرودوت ياد مي‌كند‌، «‌اوتان‌» نام داشته است. او در گفت‌و‌گو با دو شاهزاده‌ي ديگر هخامنشي‌، مگابيز و داريوش‌، گزينش يك تن را براي فرمانروايي بر ايران نادرست مي‌داند و پيشنهاد مي‌كند كه كشورداري جمهوري را برگزينند. مكابيز در نقد سخنان او مي‌گويد كه واگذاري فرمانروايي به مردم‌، راه درستي نيست‌؛ زيرا مردم براي كشورداري آموزش نديده‌اند. پس شيوه‌ي درست آن است كه مردان شايسته‌اي را برگزينيم و اداره‌ي سرزمين‌مان را به آنان بسپاريم. داريوش ديدگاه آن دو را رد مي‌كند و روشي از فرمانروايي را بهتر مي‌داند كه پادشاهي پرهيزكار، كشور را اداره كند. داريوش مي‌گويد بايد به شيوه‌ي فرمانروايي كوروش وفادار بمانيم چرا كه او بود كه به پارس‌ها آزادي بخشيد.»


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/11/08ساعت 17  توسط بهرام روشن ضمیر  | 
خبرنگار امرداد- شهداد حيدري: «ايراني بر پايه‌ي دين و باورش‌، انديشه‌هاي اهريمني را دشمن خود مي‌دانست. خويشكاري خود را نيز در اين مي‌شناخت كه با انديشه‌هاي زيانبار بجنگد. اما يوناني چون چنين شناختي از هستي نداشت‌، ناگزير بود كه در جستجوي الگوهاي زميني باشد. از اين رو انسان يوناني دشمني مي‌خواست تا بتواند با ستيز با او به شناخت خود و جايگاه اجتماعي‌اش برسد. اين امكان زماني براي يونانيان فراهم شد كه ارتش خشايارشا به سرزمين آنها يورش برد. از اين پس بود كه يونانيان براي خود دشمني به نام ايران ساختند و درباره‌ي آن گزافه‌گويي‌هاي بسيار كردند.‌»

آن‌چه بازگو شد سرآغاز سخن بهرام روشن‌ضمير‌، پژوهشگر فرهنگ و پيشينه‌ي ايران‌، بود. او كه در نشستي به نام «‌تاريخچه ‌ي ايران‌شناسي در باختر و ايران‌» در ۱۳ دیماه سخن مي‌گفت ، به ريشه‌هاي ستيز و رويارويي يونان و ايران پرداخت و افزود: «‌در 2400 سال پيش كشاكشي ميان ايران و يونان پديد آمد. اين دو سرزمين از ديد روان‌شناسي و اجتماعي‌، تفاوت‌هاي بنياديني داشتند. ايرانيان باورمند به اهورامزدا و دين مزدايي بودند و مي‌دانستند كه خويشكاري‌(:‌وظيفه ) هر انسان نبرد با اهريمن و ياري‌رسانان اهريمن است. اما يونانيان گرفتار در فضايي پيچيده و متضاد بودند و ترس از خداياني كه چندان پيدا نبود چه نقشي در آفرينش و هستي دارند‌، آنها را در ترس و بيمي ناشناخته فرو برده بود.‌»


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/10/21ساعت 19  توسط بهرام روشن ضمیر  | 
چگونگی و چرایی تایید و حتا بزرگنمایی دیدگاههای یونانپرستانه یونانیان باستان از سوی غربیان در دوره های پسین.

"از دو جنگ بسیار بلند آوازه تاریخ باستان، یعنی جنگهای ایران (ایران و یونان) و جنگهای پونیک (رم و کارتاژ) گویا فقط دومی اخیرا با اعلام آتش بس پایان یافته است. در خبر کوتاهی در روزنامه اعلام شده که شهردار رم و کنسول تونس موافقتنامه ی پایان مخاصمات را امضا کرده اند. اما گویا هنوز جنگ با ایران پایان نیافته است و انسان بی اختیار از اتهامات مکرر و پر سرو و صدای ایران مداری و یونان مداری در ادبیات تحقیقی نشانه ادامه جنگ را باز می یابد. پژواک نبردهای ماراتن و سالامیس هنوز طنین انداز است. در این میانه خطوط کاملا آراسته و مشخص دو سوی جبهه را در میدان پژوهش تاریخ ایران باستان میتوان باز شناخت. که در یک سو کمابیش با مورخان کلاسیک و در سوی دیگر با باستانشناسی مطابقت دارد. علم تاریخ به معنایی که ما از آن میفهمیم دستکم تا اندازه ای فراورده ستیز بزرگ میان یونان و ایران است. این علم در جریان شکل گیری خود شیوه اندیشه خاصی را پرورش داد که همان اندیشه یونانی سده پنجم پ.م بود. نخستین مورخ جنگهای با ایران (هرودوت) با همه بزرگی و بلند نظری و شرافتمندی که احیانا داشته است، در جنگی شرکت کرده که شاید پایان نیافته و هنوز ادامه دارد. بی طرفی کامل – اگر اصولا چنین چیزی برای یک مورخ امکان داشته باشد – به راستی فراتر از دامنه دسترسی هرودوت قرار داشت. سپس در سده چهارم پ.م صفوف طرفین مشخص تر شد اما در عین حال علاقه واقعی به ایرانیان از میان رفت. این بود تصویر تاریخ ایران در زمان اسکندر. آنگاه این مفهوم منجمد و راکد شد و مدت دو هزار سال تغییری نکرده و دوام آورد. مفهومی که کارکردها و منافع خود را داشت و نخست از سوی اسکندر و سپاهیانش و از آن پس قرنها از سوی مورخان اروپایی استفاده شده است. حتا کشفیات بزرگ سده نوزدهم نیز نتوانست بر این مفهوم منجمد خللی وارد سازد. رمزگشایی از خط میخی پارسی نیز نتوانست بر اصول عقایدی که تاریخ ایران را بر آن بنا کرده بودند اثری بگذارد. حتا کاوشهای مهم باستانشناسی در ایران نیز نتوانستند تاثیر چندانی بر این تصویر داشته باشند. اگر یادمانها و آثار به دست آمده با سخنان هرودوت تطبیق نمیکنند، بدا به حال آن آثار!. مگر ممکن بود یونانیان تا این اندازه اشتباه کرده باشند؟ نه! چنین چیزی امکان نداشت. اولا آنان همه یونانی و بنابراین تقریبا خطاناپذیر بودند و ثانیا معاصر رویدادها بودند و بنابراین اطلاعاتشان دست اول بود." (هلن سانسیسی و آملی کورت : دیباچه جلد دوم - تاریخ هخامنشی - دانشگاه خرونینگن، ص 9 و 10)


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/10/14ساعت 17  توسط بهرام روشن ضمیر  | 
 

تاریخچه ایرانشناسی در غرب و ایران

از ۲۵۰۰ سال پیش تا امروز

آشنایی با نگاه دیگران به ایران و دانشهای برآمده از آن و سیر تحولاتش در دوران باستان، قرون وسطا، عصر رنسانس، عصر جدید و امروز

سخنرانی بهرام روشن ضمیر در بنیاد جمشید

زمان : یکشنبه ۱۳ دی ساعت ۵ بعد از ظهر

نشانی : خیابان کریمخان زند، خیابان خردمند شمالی، نبش کوچه اعرابی، پلاک ۲ قدیم. زنگ دوم، بنیاد جمشید

 

 |+| نوشته شده در  88/10/07ساعت 17  توسط بهرام روشن ضمیر  | 
برای دست یافتن به بهترین و جامع ترین منابع آنلاین اینترنتی به زبان انگلیسی درباره تاریخ و فرهنگ ایران باستان به ستون سمت چپ این وبلاگ نگاه کرده و بر روی لینک ها کلیک فرمایید

به زودی فهرستی از بزرگترین ایرانشناسان به همراه نام آثارشان به زبان اصلی و فارسی پیشکش خواهد شد.

یلدایتان سپید باد

گروه پژوهش ایرانشناسی

 |+| نوشته شده در  88/09/30ساعت 18  توسط بهرام روشن ضمیر  | 
چکیده پژوهشهای دوستان گروه پژوهش تاریخ را در این باره بخوانید :

در این پست 4 نشست نخست را پیش روی خود خواهید دید

برای پژوهش در اینباره نخست لازم است بدانیم که بخش بزرگی از این راه را نزدیک به 2500 سال پیش یک تاریخنگار یونانی به نام هرودوت رفته است.

او در آغاز کتاب نخست خود مینویسد که آرمانش از نوشتن تاریخ ملتها پی بردن به چیستی و چرایی جنگهای یونانیان و بربرها بود است.

با دیدگاه هرودوتی، تعریف جنگهای ایران و یونان چنین است که نخست کوروش به جنگ یونانیان آسیا میرود و سپس داریوش چیرگی پارسیان را بر دریاهای اژه و مدیترانه نیز استوار کرده ولی کاری جدی برای چیرگی بر شبه جزیره یونان انجام نمیدهد. ولی پسرش خشایارشا همه توان جهان را برای چیرگی بر یونان انجام میدهد و با ناکامی روبرو میشود و این پایان جنگهای ایران و یونان است.

یونانیان بنابر فرهنگ و دیدگاههای سنتی خود به ساخت پولیس یا دولت – شهر میپرداختند. و هرگز به ایجاد فرمانروایی های یکپارچه و متمرکز نمی اندیشیدند. برپایی شاهنشاهی هخامنشی در زمان کوروش ناگهان یونانیان را با جهانی دگرگون شده روبرو کرد.

به گمان میرسد شمار سپاهیان ایرانی بسیار کمتر از آنچیزی بوده که در تاریخ کلاسیک یونان گزارش شده است. مهمترین دلیل اینکه تا پیش از سده بیستم نیرومند ترین دولتها نیز توان به کار گیری نیرویی چند سد هزار نفره در یک جبهه را نداشتند و این رویداد برای نخستین بار در جنگهای جهانی سده بیستم و با بهره گیری از پیشرفتهای حاصل از انقلاب صنعتی در اروپا روی داد. حال چگونه میتوان گمان کرد که در 2500 سال پیش هخامنشیان توانسته باشند نیرویی چند میلیونی به جبهه ببرند؟


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/09/22ساعت 15  توسط بهرام روشن ضمیر  | 
از پژوهشگران جوان علاقه مند به این موضوعات و کسانی که در این باره پژوهش کرده اند، خواستاریم تا در صورت علاقه برای همکاری، به این آدرس : baraam_roshan@yahoo.com نامه فرستاده و در نشست های گروه پژوهش که جایگاه و زمان آن اعلام خواهد شد، شرکت کنند.

فهرست جستارهای پژوهشی :

1- دلایل "یونان مداری" یاHellenocentrism   در نگاه به تاریخ باستان

2- پیش زمینه های تاریخ و فرهنگی قومگرایی در ایران

3- آسیب شناسی چارچوبها و پیش فرض های کلاسیک در تاریخ سنتی هخامنشیان

4- بررسی منابع نوشتاری و نانوشتاری درباره زناشویی در ایران باستان

5- بررسی شواهد وجود یا عدم وجود تاریخنویسی در ایران باستان

6- بحث درباره اصالت نظریه Theory در برابر اصالت روش Method و نگاهی به مصادقهای آن در ایرانشناسی :

الف – دین هخامنشی

ب – سنت شفاهی در ایران

پ – نقش زن در ایران

ت – استبداد شرقی

ث – برده داری و طبقات در شرق

7- خاک و آب : چیستی و چرایی جنگهای ایران و یونان و آسیب شناسی نگاه کلاسیک غرب به آن

8- هنر هخامنشی : تقلید محض؟ ترکیب؟ تلفیق؟ تحول؟ یا نوآوری؟

9- مشکلات همچنان حل نشده درباره تاریخ ماد

الف – آغاز پادشاهی

ب – روابط با همسایگان

پ – پایان پادشاهی

ت – تاثیر آن بر هخامنشیان

10-تخت جمشید، از هرتسفلد تا پورپیرار : نگاهی به مشکلات و بحثهای پیرامون کاوشهای تخت جمشید

11-بردیای دروغین و دروغ داریوش : آسیب شناسی نگاه ماجرای گئومات و داریوش بزرگ در تاریخ سنتی و تاریخ مدرن

12-بحث درباره جایگاه راستین انشان، خاستگاه کوروش : نگاهی تحلیلی به دانسته های برآمده از گزارشهای تاریخی و یافته های باستانشناسی

گروه تاریخ انجمن افراز

آبانگان 1388

 |+| نوشته شده در  88/08/04ساعت 14  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

بخش چهارم _ پورپیرار و ما :

پورپیرار نه فقط برای ما تلنگری است تا به تاریخ خود بیشتر ببالیم و بیشتر نگاهداری اش کنیم. بلکه به ما میگوید که با دانش تاریخ دشمنی نکنیم. الفبای آنرا دور نریزیم و برای اثبات نظریه خود، به کل بر روی سرشناس ترین منابع خط بطلان نکشیم.

توهم توطئه را کنار بگذاریم. توهم توطئه از کوچکترین چیزها که سلیمی نمین مطرح کرد، آغاز میشود و به جایی میرسد که پورپیرار میگوید که یهودیان بیش از 1000 سال است همه فکر و ذکرشان تحریف و جعل تاریخ ایران بوده. 1000 سال پیش برای ما کتابهای کهن نوشتند، دین درست کردند، استوره و حماسه ساختند و زبان فارسی را برکشیدند!! و از چند سد سال پیش به ایرانشناسی روی آورده و آنچه امروز به عنوان تاریخ ایران میشناسیم را خلق کرده اند و هیچکس هم جرات یا توان رویارویی با آنها را نداشته تا اینکه ناصر پورپیرار قهرمان ایرانیان امروز!! منجی ما میشود و ما را از خواب غفلت هزاران ساله در می آورد. آنهم از خوابی خوش!!.

اگر با پورپیرار مبارزه میکنیم، پس حق نداریم خودمان هم از همین ابزار یعنی دشمنی با تاریخ بهره بریم!!. شما بگویید، فرق آنکس که میگوید اسکندر وجود نداشت با آنکه میگوید هخامنشیان پس از خشایارشا وجود نداشتند چیست؟

اکنون اگر یک ایرانی دوره ای به نام سلوکیان را منکر شود، میتوانیم از او سپاسگزار باشیم و آنگاه پورپیرار را به جهت انکار دوره های تاریخی پس از خشایارشا محکوم کنیم؟.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/07/09ساعت 0  توسط بهرام روشن ضمیر  | 
بخش سوم _ پاسخ به تئوری های پورپیرار :

پاسخ پورپیرار درباره کنار گذاشتن بخش بزرگی از منابع تاریخ باستان، این است که چون سه منبع متفاوت که هیچ پیوندی با هم ندارند کلیات هم را تایید میکنند، حق نداریم یکی یا دو تا از آنها را نادیده و به کل جعلی بپنداریم. بله تاریخ یونانی خیلی دیر روی میز کار گذاشته شد و معلوم نشد که ناگهان از کجا پیدایش شد؟ ولی اگر ذهن خود را از تئوری توهم توطئه آنهم در این سطح وسیع خالی کنیم، نمیگوییم که جریانی در جهان ناگهان به ذهنش رسید که بنشیند این انبوه از آثار تاریخی یونانی را بنگارد و پخش کند!!. آنهم امروز که آثار باستانشناسی یافت شده. آثار باستانشناسی در زمانها و مکانهای گوناگون یافت شده و به دست دانشمندان متفاوت از دانشگاههای کشورهای متفاوت بررسی شده و بر سر نتایج آن بحثهایی به شدت پیچیده و تند انجام شده. چگونه میتوان گفت که همه این پژوهشگران یا به عمد از جایی دستور میگرفتند تا به تحریف و جعل بپردازند و یا گول دستهای پنهان را میخوردند؟!

پورپیرار میگوید بیشتر ایرانشناسان و باستانشناسانی که در ایران کار کردند یهودی بودند. آنگاه نتیجه میگیرد که یهودیان برای تحریف تاریخ و پوشیده ماندن جریان، به ایرانشناسی و خاورشناسی روی آورده و همه عمر خود را گذاشتند. بله ارنست هرتسفلد که کاوشهای تخت جمشید و چندین سایت باستانی در ایران و میانرودان را مرهون زحمات او هستیم، یهودی آلمانی بود. ولی چنین نیست که همه ایرانشناسان و خاورشناسان یهودی بوده اند!!. دانشگاه شیکاگو چه پیوندی با یهودیان دارد؟

بله در میان نخستین ها، یهودیان را زیاد میبینیم. ولی هرچه گذشته نقش آنان کمتر و نقش پژوهشگرانی با دیدگاههای گوناگون از ملتهای گوناگون بیشتر شده است. و سخن از اینکه آژانس یهود این همه هیئت باستانشناسی در زمانها و مکانهای متفاوت در 150 سال گذشته را در کنترل خود داشته باشد، خنده آور است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/07/08ساعت 23  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

بخش دوم _ پورپیرار چه میگوید؟

سنجش پورپیرار با پدیده های پیشین چون مطهری، خلخالی و جریان پان ترک، نشان میدهد که پورپیرار به هرسه همسانی دارد ولی برابر با هیچیک نیست.

خلخالی چیزی ارائه نداد جز توهین و ناسزا و کاری نکرد جز خالی کردن کینه خود از ایران باستان و گل سرسبد آن، کوروش بزرگ. او به شکلی خنده دار _گویی خواننده خودش درک و شعور ندارد_ روایات باستانی و گفتارهای پراکنده این و آن را به هرشکلی که دلش خواست تحریف کرد. تا در پایان به آنچه گمان میکند تحقیر کننده ترین حالت برای کوروش و ایران باستان است، دست یابد.

پورپیرار اگر نه در کتابهای نخستین، ولی در مقالات متاخرش عملا به همین ورطه افتاد و خودش را به نابودی کشاند.

مطهری این شیوه را در سخنرانی پیاده میکرد. آشکارا ایرانیان باستان را مورد تحقیر و مضحکه قرار میداد و سنتهای ایرانی، حتا آنها که تا امروز زنده است را مسخره میکرد. درحالیکه شریعتی که به مراتب از او باهوش تر بود، همواره دشمنی و کینه خود را در پوششی از عشق و مهر به فرهنگ و سنت های ایرانی قرار میداد. از سنتهای زنده ایرانی چون نوروز با زیباترین واژگان استقبال میکرد و هرگز نسبت به بزرگان تاریخ ایران درشتی به خرج نمیداد. ولی آنچه خواننده از کلیت آثار و شنیدن سخنرانی اش بدست می آورد، دوری از فرهنگ باستانی ایران و حتا کینه از آن بود.

مطهری را باید در کتابهایش _که عصر طلایی اسلامگرایی دوران پهلوی دوم بود_ شناخت. عصری که پس از انقلاب اسلامی به پایان رسید. به ویژه کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران که به جهت نام زیبایش و ساختار استوار و درستش پس از انقلاب (مرگش) بسیار مورد بهره برداری قرار گرفت. ولی در عمل چیزی نبود جز نقل قول و انتخاب گزینشی بخشهای منتقدانه نسبت به تاریخ و فرهنگ و دین ایران باستان. مطهری به دروغگویی و تحریف نپرداخت. بلکه پاراگرافهای منتقدانه را از همه کتابهای فارسی که چاپ شده بود، در کنار هم گذاشت تا سیمایی نه چندان جذاب از ایران باستان ارائه کند. سپس به تاریخ و فرهنگ اسلام که خودش در آن دانشمند بود پرداخت و ثابت کرد که اسلام، به ایران همه چیز داده است و ایران جز اسلام چیز چشم گیری ندارد. و سپس در بخش خدمات ایران به اسلام، به کارهای ایرانیان پس از اسلام در جهت نشر اهداف و آرمانهای اسلام و قرآن پرداخت که عملا به جای آنکه به بخش کوبنده نخستین (خدمات اسلام به ایران) تعادل ببخشد و میان ایران و اسلام موازنه برقرار کند، باز هم بیشتر به رویارویی با ایرانگرایان عصر پهلوی به ویژه شادروانان استاد پورداوود و استاد معین میپرداخت و ثابت میکرد که ایرانی هرچه کرده برای اسلام کرده.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/07/03ساعت 12  توسط بهرام روشن ضمیر  | 
بخش یکم _ بررسی روند حرکت پورپیرار از آغاز تا اوج گیری و سپس سقوط :


در این سالها از خود میپرسیدم، دشمنی با ایران باستان در حوزه زبان فارسی که تازگی ندارد. در دوران پهلوی وجود داشت و آیت الله مطهری بهترین و استوارترین نمونه آنرا در آثار مکتوب و سخنرانی های پرشمار و منظم اش دنبال میکرد. آیت الله خلخالی در سالهای نخست پس از انقلاب پس از ناکامی اش برای ویرانی دستاوردهای عینی باستانی، به حوزه نوشتار و پژوهش وارد شد و کتابی درباره کوروش چاپ کرد که تجدید چاپ هم نشد.
و گاهی بیننده چاپ ترجمه هایی از کتابهای پان ترکی به زبان فارسی به ویژه در عصر خاتمی بودیم. که مهمترینش "تاریخ دیرین ترکان ایران" نوشته زهتابی بود.

با این همه جامعه علاقه مند به تاریخ و فرهنگ ایران باستان _و نه جامعه علمی و دانشگاهی_ در ایران تصمیم به رویارویی و نتیجتا کمک به سرشناسی پورپیرار کرد.

این عوامل من را بر آن داشت که بلآخره به پورپیرار روی بیاورم و اساس و بنیاد تئوری هایش را بیاموزم و در آن تامل کنم. ولی آنرا انتشار ندهم تا امروز. و دلایل انتشار آن در امروز بماند برای خودم.

نوشتارهای پورپیرار از سه بُعد تشکیل میشود، نخست تئوری های بنیادین، دوم گردآوری همه داده های ضد ایرانی و یا متناقض و گیج کننده تاریخی و باستانشناختی از گذشته تا امروز به شکلی حیرت آور در کنار هم. و سوم شاخ و برگهایی بسیار سست و بی بنیاد و حتا خنده آور که نتیجه های برآمده از ذهن نویسنده بوده است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/06/30ساعت 12  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

مکتب دکتر رجبی

 بهرام روشن ضمیر

میدانیم که پس از چاپ مصاحبه دکتر پرویز رجبی با روزنامه اعتماد در ماه آبان -که در آن مسائل فرهنگی و اجتماعی و تاریخی یکجا در یک کاسه مورد بررسی قاطع قرار گرفت- سیلی از تاییدها و تشویق ها به روزنامه مربوطه و به دکتر رجبی رسید. ولی در این میان فردی بی هویت که هنوز پا در مرحله شاگردی نگذاشته (به گفته جناب غیاث آبادی) به نام بهرام روشن ضمیر به خود جرات داد تا از استاد استادان - سازنده مکتب رجبی در تاریخ نگاری به گفته آقای غیاث آبادی- انتقاد کند و نقد خود را در همان روزنامه در به چاپ رسانید. بلادرنگ پس از چاپ آن، سیلی از اعتراضات روانه گشته و سراسر محیط مجازی را در بر گرفت. از آن جمله میتوان به اینها اشاره کرد. نوشتاری از دکتر رجبی در وبلاگ دکتر رجبی، نوشتاری از دکتر رجبی در وبلاگ دکتر دوستخواه، نوشتاری از آقای غیاث آبادی در وبلاگ دکتر دوستخواه، نوشتاری از آقای غیاث آبادی در روزنامه اعتماد، نوشتاری از آقای غیاث آبادی در وبسایت آقای غیاث آبادی و خیلی نوشته های دیگر از خیلی های دیگر!!!...

 |+| نوشته شده در  87/10/23ساعت 19  توسط بهرام روشن ضمیر  | 
 
  بالا